18 بهار
، میتوانست بیشتر باشد، تا علی جای بیستوپنج سال خار در چشم و استخوان در گلو، فاطمهاش را ببیند؛
18 بهار
میتوانست بیشتر باشد، طوری که حسینبنعلی تا کربلا مادر داشته باشد؛
نمیدانیم
فاطمه از تکرار چند بهارِ حضورِ مادرانه، کنار فرزندانش گذشت تا امروز اذان ما با نام
تنها امیر مؤمنان
بیگانه نباشد؛
از صدقهی سر همان
18 بهار
، دیر یا زود جایی در بهشت برای همهی دوستداران مادر پیدا میشود؛
اما اینکه آنجا اذن ملاقات کسی را داشته باشیم، منوط است به میزان شباهتمان…!
چقدر مربوطیم به ایشان؟!
شاید مادرمان وقتی در اوج نقشآفرینی خویش پشت در،
نام مهدی
را صدا زد، فکر ما بود که راه خانه را گم نکنیم…!
ورود
نامکاربری/ایمیل/موبایل
*
رمزعبور
*
مرا بخاطر بسپار
یا
بازگشت به خانه
|
فراموشی رمزعبور
|
ثبتنام
0
0
سبد خرید شما
سبد خرید خالی است!
بازگشت به فروشگاه